|
دلم میگه مبارکه قدر اشکاتو بدون هنوز چشات بی کلکه وقتی که گریم میگیره یه آسمون بارونیم اما به کی بگم خدا ؟؟؟ من تو دلم زندونیم !!! سرمو بالا میگیرم کسی جوابمو نمیده خیلی شباست یه رهگذر به گریه هام نخندیده چه روز و روزگاریه ؟؟؟ من و یه دنیا بی کسی !!! شدم یه مشت خاطره یه کوره دلواپسی میخوام تلافی نکنم حرمت دل رو میشکنم دارن به جرم سادگی چوب حراجم میزنند توی این ولایت غریب دل مرده ها عزیزترند قحطی عشق عاشقاست قلبای سنگی میخرند
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟ من همانند کبوتر نه کبوتر چونکه او آزاد است می رود تا خورشید اما من من بسان کفتری بی پرو بال خالی از عشق صعود خالی از از هر چه وابسته به پروازم بود تهی از عشق شدم پر وبالم بشکست من دلم می گیرد من دلم می گیرد که در این شوق پروازی نیست من برای تو دلم می گیرد تو که هر لحظه کنارم بودی تو که جفت کفتر دل بودی شکوه ام از باد است آنکه با چرخش خود جفت مرا با خود برد آه اگر می بودی دیگر این کفتر دل غصه ی پرواز نداشت دیگر این کفتر دل شوق پروازو صعود کوچ کردن تا بودو نبود تو اگر می بودی آسمان آبی بود دیگر این واژه قفس معنی داشت؟
|
About![]()
کی می گه تنهایی سخت نیست؟ Archivesآذر 1388آبان 1388 مرداد 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 Links
خاطرات دانشجوی(حتما ی سر بزن) |